گزيده اي از وصيت نامه شهيد سيد محسن ناصري
![]()
اي مردم بدانيد كه اين دنيا فاني است و روزي به آخر خواهد رسيد سعي شما اين باشد كه به دنياي فاني دل نبنديد و هميشه خود را مسافري بدانيم . من در اين دنياي كثيف كه هر لحظه اش ظالمي خون بي گناهي را مي ريزد در پي نور الهي هستم كه در جسمي به نام روح خدا خميني جلوه گر شد با تمامي قدرتم مي روم كه تا شهادت را نصيب خودم نمايم امروز عازم جبهه جنگ هستم و هيچ گونه وحشت و نگراني در وجودم نيست مگر خدا را شكر مي نمايم كه اين آگاهي را پيدا نمودم كه حق و باطل را تشخيص دهم و خودم را به لشگريان حق برسانم و ما سربازان امام زمان از مرگ باكي نداريم مرگ در راه خدا از عسل بر وجودمان گواراتر است . خطاب به خانواده : پدر و مادر عزيزم سلام ممكن است وقتي شما اين نوشته را مي خوانيد شايد ديگر من نباشم و از نبودن من بي تابي نكنيد و اين را بدانيد كه ديگر پيش جدمان سر شكسته نيستيم چون به راهي رفتم كه خواسته جدمان مي باشد و اميدم اين است كه در شب اول قبر به پابوس آنها بروم .
غروب پنجشنبه به شهدا سر بزنيد هر وقت سر قبر من مي آييد سوره الرحمان ، واقعه ،ياسين .... را حتماً اگر براي شما امكان دارد بخوانيد چون من قرآن را زياد دوست دارم و خواندن قرآن براي من باعث شادي روح مان مي باشد. ميدانيد :
من جوان بودم و رفتم مرا ياد كنيد همه با سوره الحمد مرا شاد كنيد .
![]()
![]()