استان مازندران
مازندران یک استان
کاسپی در
شمال ایران می باشد، در کرانه های جنوبی
دریای مازندران واقع شده، و به ترتیب ساعتگرد با استان
های
گلستان،
سمنان،
تهران
(که باهم تشکیل مازندران بزرگ را داده و هرکدام در سالهای 1376، 1355، 1349 از مازندران
جداشدند) همجوار است. همچنین در غرب آن استان های
قزوین و
گیلان جا گرفته اند. این استان یکی از پرجمعیت ترین مناطق
از لحاظ تراکم جمعیتی و یکی از غنی ترین آنها از لحاظ منابع گوناگون زیرزمینی می باشد.
چهار شهرستان مهم و پرجمعیت آن عبارتند از : ساری، بابل، آمل و قائمشهر (که همگی در
ناحیه میانه-شرقی جا دارند). مازندران به خاطر تاریخ غنی، و آب و هواهای گوناگون از
سواحل شنی با پست ترین نقطه (-1024 متر) در سراسر
اروپا، تا کوهستان های ناهموار و برف پوشیده
البرز با بلندترین نقطه در آسیای غربی (+5610 متر)، همچنین
با داشتن یکی از هفت
آتشفشان معروف دنیا،
کوه دماوند، شناخته شده است. جغرافیای سراسر متنوع آن تنها
به کوه و دریا محدود نشده و دارای جلگه ها، علفزار ها، بیشه ها و جنگل های هیرکانی با صدها گونه گیاهی منحصر به فرد
در جهان، بوده که در تنگ ترین نقطه بین کوه و دریا (شهرستان
نوشهر) بیش از 5 مایل فاصله ندارند، اقتصاد مازندران کاملاً به
طبیعت پرنعمتش وابسته است، که از راه کشاورزی و مواد غذایی با داشتن بالاترین تولید
فرآورده های غذایی دریایی در میان همه مناطق ایران و کشورهای همسایه از جمله خاویار
که در دنیا از لحاظ کیفیت بی نظیر است، مورد بهره برداری واقع می شود، همچنین، صنعت
توریسم، که هر ساله بیش از دوازده میلیون مسافر از مازندران دیدن می کنند. با کشفیات
دانشمندان در غارهای
هوتو و کمربند، گواهی بر زندگی انسان ها در 75 هزار سال پیش از
این بدست آمده که در کل آسیا و اروپا بی نظیر است، علاوه بر این، باستان شناسی در گوهر تپه، که ثابت کرد مازندران و گلستان
بیش از 5 هزار سال پیشینه تمدن شهری دارند، مازندران را به یکی از مهترین پایگاه های
باستان شناسی در ایران شناسانده است و آن در فرهنگ سازی و تمدن شهرنشینی مردم در ایران
نقش مهمی را ایفا کرده است، مازندران جزوی از قلمرو پادشاهی ورگانا که هیچگاه جزو امپراطوری
هخامنشی نشد، و پس از آن یکی از استان های مهم پادشاهی تبرستان که هیچگاه باجی به اعراب نداد (پس
از
شاه عباس تبرستان ایالتی از ایران و مازندران استانی از این ایالت
شد)، بوده است. مردم بومی آن تپوری (مازندرانی)
هستند، بر اساس یک افسانه رایج در میان آنها، نسب و اصالت آنها به خانواده پیامبر نوح می رسد که مردم
بومی اعتقاد دارند کشتی اش در البرز آرمیده است، این مردم به
زبان مازندرانی (یک زبان کاسپیانی) صحبت کرده که از لحاظ
ساختاری متشابه سنگسری و
گیلکی است و اگرچه داد و ستد هایی با
چینی و
روسی و
سومری داشته ولی مانند
فارسی، عربی و ترکی بر
آن نفوذی نیافتند.
نام مازندران
برخي نام مازندران را به شكل ماز + اندر + آن ميدانند . ماز
در زبان مازندراني به زنبورعسل گفته ميشود و كساني كه اين ريشه يابي را پذيرفتهاند
معناي مازندران را «جايي كه زنبورعسل در آن هست» ميدانند . عده ای نیز به این دلیل
که سابقا این سرزمین مملو از گوزن بوده و مازن نیز به معنای گوزن بوده و از طرفی دران
را نیز به معنای درندگان می باشد اینطور استنباط کرده اند که دران به معنای درنده کنایه
از ببر مازندران است وچون این سرزمین در گذشته مملو گوزن و ببر بوده مردم آن سرزمین
را به این نام خواندند مازندران کنونی در درازای تاریخ، شاهد وقایع و اتفاقات فراوان
سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بودهاست. در اهمیت سرگذشت وقایع تاریخی این استان، کافی است
که گفته شود هیچ یک از مناطق ایران به اندازه این خطّه، شاهد رویدادهای تاریخی نبودهاست.
به همین سبب است که نویسندگان و مورخان ایرانی و خارجی، فراز
و نشیبهای تاریخی این سرزمین را در کتابهایی به رشته تحریر در آوردهاند. از آثار
نویسندگان روسی درباره مازندران، تاریخ مازندران و استرآباد تالیف رابینو، و
از آثار نویسندگان مازندرانی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران تالیف میر ظهیرالدین
مرعشی، و از آثار نویسندگان ایرانی، تاریخ تبرستان به کوشش اردشیر برزگر (ترک
اصل مقیم مازندران) و مازندران از قدیمترین ایام تا به امروز، نوشته دکتر محمد
مشکور را میتوان نام برد. اما این که نام مازندران از چه زمانی در این خطّه متداول
شد اختلاف نظر وجود دارد. بعضی از مورخان معتقدند از زمان ابن اسفندیار و یاقوت، بجای
هیرکانیا کلمه مازندران بکار برده شدهاست عدهای هم تاریخ استعمال کلمه مازندران را
از قرن چهارم هجری قمری به بعد میدانند.
مازندران متشکل از دو کلمه ی "مزن"یا "مازن" به معنی بزرگ و
بسیار و "داران" به معنای درختان میباشد . این دو کلمه دارای ریشه ی "کردی" میباشد
که در زبان کردی امروزی نیز کاربرد دارد .
ابنیه تاریخی
منطقه شورچال
گلوگاه
این منطقه از ابنیه مسکونی قرون اول و دوم اسلامی بوده و آثار
باستانی فراوانی در دل تپههای آن جای گرفتهاند که متأسفانه بخش قابل توجهی، توسط
حفاران غیرمجاز، از دل خاک خارج شده و از موزههای خارجی، سر در آوردهاست که نیازمند
استقرار یگان حفاظت میراث فرهنگی است.زمینهای آن متعلق به ساکنان کوپچی محله گلوگاه
بوده و در فاصله کمی از ساحل دریا قرار گرفتهاست و مکانی سرسبز و بسیار دیدنی است
که نیازمند سرمایه گذاری و توجه بیشتر است.
قلعه لاجیم
در سوادکوه
در جنوب شرقي زيراب در شرق جاده
سواد کوه به قائمشهر در منطقهاي جنگلي و در كنار روستاي لاجيم قرار دارد. اين اثر
معماري ارزشمند متعلق به قرن پنجم هجري است. آندره گدار باستانشناس فرانسوي كه در
سال 1933 ميلادي به بازديد برج لاجيم آمده مينويسد: در داخل اين حصار چند تل است كه
نشان ميدهد اين قلعه در واقع شهر مستحكمي است اين محل كه در قلب جنگل انبوه و دور
هنگامه شهرها واقع شده است. مسلماً قرارگاه مهم يكي از سركشان يا پناهگاه استوار يكي
از پادشاهان مخلوع بوده است كه به اميد بازگشت وقت مساعد در آنجا بدور از آسيب خصم
در امان ميداشته است. شخصيت مدفون در برج (كيا ابوالخوارس شهريار) از خاندان باونديان
بوده كه در فاصله سقوط سلسله باونديان اول و به قدرت رسيدن مجدد خاندان آل باوند پس
از اشغال ناحيه آمل به دست قابوس وشمگير به منطقه كوهستاني لاجيم پناه برده است.
چشمه عمارت
بهشهر
این بنا متعلق به دوره صفویهاست که در دو طبقه احداث گردیده
و در حال حاضر طبقه همکف و جزری از طبقه دوم باقی ماندهاست در وسط عمارتِ همکف مظهر
چشمه قرار دارد که آب آن از چهار سمت توسط جویهایی از داخل بنا به خارج آن سرازیر و
وارد حوضها و جویهای اطراف آن گردیده و بهوسیله نهرهای اصلی به خارج از باغ هدایت
میشدهاست .
شهرستانها
آمل ، بابل ، بابلسر ، بهشهر ، چالوس ، محمود آباد ، نکا ، نور ، نوشهر ، قائم شهر ، رامسر ، ساری
، سواد کوه ، تنکابن،فريدونكنار