گزيده اي از وصيت نامه شهيد حسين اسدالهي:
![]()
بعضي از مومنان بزرگ مرداني هستند كه به عهد و پيمان با خداي خود بستند كاملاً وفا كردند بعضي هم بر آن عهد ايستادگي كردند تا در راه او شهيد شدند و برخي با انتظار مقاومت كرده و به هيچ وجه عهد خود را تغيير ندادند. شهادت هديه اي استا گرانبها از جانب خداوند تبارك و تعالي براي بندگان خالص خود كه نصيب هركس نمي شود انسان بايد در راهي سير كند كه سعادتش در آن خط باشد و به الله سوگند من سعات خويش را نمي يابم مگر در پيمودن خط خونين ابا عبد الله الحسين(ع) كه در راه تمامي شهداي انقلاب اسلامي است. جهاد در راه خدا گذشتن از علائق نفساني و حسيني وارد شدن و حسيني گونه شدن است . واي برادر ببين كجايي و چه كار مي كني .آنچه گذشت هيچ است و آنچه خواهد آمد كو و چه مي دانيم كه چه خواهد آمد پس من هستم و اكنون پس بر خيزم و به فكر خويش باشم .
يك حركت و يك سفر آن موقعي معني ومفهوم پيدا مي كند كه مقصد واقعي در انتظار باشد زيرا مقصد است كه به حركت و تكاپو معني و مفهوم مي دهد همانطور كه حضرت علي (ع) مي فرمايد : دنيا خانه عبور و آخرت اقامت است ، آخرت است كه به دنيا معني مي دهد.
اميد وارم كه من هم بتوانم با دادن خون ناقابل خود به جمع اين شهيدان بپيوندم و شربت شهادت را بنوشم شهادتي كه آن را آگاهانه انتخاب كردم و مدتها بود كه شب و روز در انتظار آن بودم . و هم به حساب خود برسيد قبل از آنكه به حساب شما برسند و آنچه در اول عمر از دست داده اي در آخر عمر به دست بياور يد.
بار الها من نمي خواهم كه در بستر بميرم ياريم كن براهت در سنگر بميرم
دوست دارم در ميان آتش و خون و گلوله دور از كاشانه دور از خواهر و مادر بميرم
![]()
![]()